زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

سایر دبیران سیکل اول

گفته بودم که دبیرزبان سال اولمان آقای طهماسبی بود.فردموجه و توانمندی هم بود.درسال سوم دبیرزبانمان آقای اسدی بود که به یادندارم شیرازی یا اصفهانی بود.ایشان هم دبیرخوبی بود واز کامپرینشن وترجمه آزاد من خوشش می آمد و بسی تشویق می نمود وماهم به قول یزدیها دِ بخون.......

دبیرفیزیک دربعضی ازسالها آقای مهندس جلیلی بود که البته مهندس کشاورزی بود و بعد فردی اصفهانی بود که بچه هاشدیدا دستش می انداختند و نمیتوانستند بااو ارتباط برقرار کنند.

دبیر دینی رادرست به یادندارم فقط یادم هست که درسال سوم مرحوم آقای بهجتی اردکانی بود ودوستش هم داشتم و شاید به همین دلیل از من انتظار شیطنت هم نداشت ویک بار در اثر شیطنت بغل دستی بنده سراز دفتر در آوردم و اخراج ساعتی را پذیرفتم و پس گردنی نیز از معلم عزیزم نوش جان کردم ......

دبیر کاردستی را آقایان بیکس و کبریتی زحمت کشیدند واصول کارمان با تخته سه لا شکل در آوردن بود. باید نقشه ای راروی تخته سه لایی کپی میکردیم و بااره مویین داخل  اشکال را می بریدیم واین کاربا توجه به شکستن تیغ اره هزینه بر هم بود

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٤
تگ ها :