زندگی من (میرزاعلی آیت اللهی)

این وبلاگ بنا دارد شرح مختصری از شهر و محیط و شرایط زندگی نویسنده اش را برای دیگران مطرح سازد

عاروس کشونی

بعداز جاری شدن خطبه عقد و

امضای دفاتر دامادرابه قسمت بانوان

احضار می کنند و عروس و داماد

رادست هم (دست به دست )

میدهند .یک خرافه ای راهم دریزد

مطرح می کنند که هرکدام از عروس

یا داماد زودتر پایش را پشت پای

دیگری قراربدهد بعدا بر او مسلط

میشود.عسل دهان همدیگر

گذاشتن وموارد دیگری هم هست

که شاید به مرور مطرح کنم.

شبی که عروس رابه خانه داماد می

برند عروس در نزدیکی خانه داماد از

ماشین پیاده میشود وخانواده داماد

با چراغ و اسپند و......به استقبال

می آیند و هرکدام از فامیل نزدیک

داماد به عروس هدیه ای میدهند که

البته بیشتر غیر نقد است. اگر هدیه

مادی باشد به آن پاانداز می گویند و

اگر سفرزیارتی باشد به آن سرانداز

میگویند .

عروس خانم بعد از شنیدن هر هدیه

که با شولولولو(کل کشیدن) همراه

است چند قدمی به پیش می آید و

نوبت نفر بعدی میرسد تا به خانه

داماد برسد و البته پدر عروس معمولا

با عروس نمی آید.

هرکس که پاانداز می خواهد بدهد

این جمله را می گوید:(عروس خانم

خوش آمدید مشرّف.منزل ماراروشن

کردید مثلا فلان چیز پاانداز.....یا

سرانداز)....

مراسم عروس کشانی برادرم

مرحوم  حاج محمد آقا خاطره

شیرینی برای من بود و فکر میکنم

باچراغ زنبوری درب منزل ایستاده

بودم ولی چون کوچک بودم پاانداز

ندادم و بعضی ها هم که وعده

رادادند اصلش راندادند...

  
نویسنده : میرزاعلی آیت اللهی ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢۳
تگ ها :